«دختری با هفت اسم»

خوندن کتاب دختری با هفت اسم بعد از دو ماه تموم شد. داستانش درباره فرار یه دختر از کره‌شمالی و تلاشش برای بقا و در نهایت رفتن به کره جنوبی بود.

کتاب راحت‌خوان و ساده‌ای بود. کشش و ریتم داستان تا صفحات آخر حفظ شد. مهم‌ترین ویژگی این کتاب به نظرم شخصیت اصلی بود که شیوه روایت و نگاهش به اتفاقات تونست مخاطب رو خیلی راحت با خودش همراه کنه. اوایل کتاب توصیفاتش حول محور کره‌شمالی و روابط خانوادگی، اجتماعی و سیاسی شخصیت‌ها بود و ادامه کتاب از این فضا فاصله گرفت و روی خود شخصیت اصلی متمرکز شد.

 بعد تموم شدن کتاب فکر کردم اگر من جای هیئون‌سو بودم می‌تونستم اینقدر دووم بیارم و آخرش به چیزی که می‌خوام برسم یا نه؟ به هر حال کتاب روایت‌گر یه تجربه شخصی بود و برای شناخت بیشتر از کره‌شمالی باید بقیه‌ی کتاب‌های چاپ شده تو این زمینه رو خوند. بهش چهار از پنج میدم✨️

و این جمله رو از کتاب انتخاب کردم:

رژیمی که تمایل دارد انسان‌های زیادی را بکشد تا در عرصه قدرت بماند تا مدت زیادی قدرتمند باقی خواهد ماند. پس این درد و رنج چه زمانی پایان می‌یابد؟